مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
شکـر خـدا که بـا غـمتـان آشـنـا شـدیم از شـیـعـیـان عــاشـق آل عـبـا شــدیـم مـدیـون این مـحـبت بیمـنـتـهـا شـدیـم با لطـف پـادشـاه بـر این در گـدا شدیم دنیا بـدون نـور عـلی در سیاهی است کـار گـدای کـوی عـلی پادشاهی است آنهـا سـفـیـنـههـای نـجـات شـریـعـتـنـد طفلان قـومـشان همه پـیـر طریـقـنـتـد صاحب لوای عرصه حق و حـقـیقـتند لحظه به لحظه سوی خدا در عزیمـتند ما از قـدیـم شـامـل احـسـانـشـان شدیم عاشق شدیم و دست به دامانشان شدیم جبریل کیست؟ خادم و دربان اهل بیت ما کـیـسـتـیـم؟ تـشـنـه بـاران اهل بیت از نـسل باشـرافـت سـلـمـان اهـل بیت هر کس دخیل بست به دامان اهل بیت حـاجـترواتـرین غـزل این کـتاب شد یـعـنـی که ذرّه بـود ولـی آفـتــاب شـد این شعر پاک ذرهای از لطف مجتبیست عالم فدای مرحـمت پور مرتـضیست تصویری از جمال دلانگیز مصطفیست دست کریم اوست که مشکلگشای ماست تو جـان پـاک فـاطـمـهای مـاه پـنج تن هـستم گـدای سـفـره لـطف تو یا حسن قد قامت قـیام تو بیشک قـیـامت است صلح و تو اوج غیرت و عین شجاعت است اسـرار تـو به سـیـنه شـاه ولایت است صبر تو آیتیست که سرّ امـامت است خـون گـریه کردهایم برای تو یا حسن پس سـیـنه میزنـیم به پای تو یا حسن سـر تـا به پـای تو اخـلاص در عـمـل طـعـم اطـاعـتت شده اهـلا من العـسـل ای شـیر ذولـفـقـار به دست شب جمل این ضرب شصت توست ندارد دگر مثل از هول حملهات همه گـشـتـند بیقرار از تـیـغ آبـدار تـو لا یــمـکـن الـفــرار فـتـح جـمـل که بـیدم مـولا نـمیشـود بیدست مـجـتـبی گـرهای وا نـمیشود قـطره حـریف وسـعـت دریـا نمیشود یعـنی که هـیچ کس یل زهـرا نمیشود در چهرهات تلاءلویی از نور فاطمه است سردار سروران عرب پور فاطمه است تا دسـت رد به سـیـنـه نـامـردهـا زدی از خـود پـلی به مـقـصد کـربـبلا زدی در وقت جـنگ شیرخدا را صدا زدی بـا تـیـع پـای آن شـتــر سـرخ را زدی مانند ضربهای که عـلی زد به عـبدود گفت است آفرین به تو جـبریل بیعدد |